چهارشنبه 30 مهر 1399
مدیر سایت
مقصر اصلی آنانی هستند که این موج احساسی و مصنوعی را ساخته و پرداخته نمودند و آقای روحانی دارای اقبال مردمی ۳ درصدی را به چهره پیروز میدان انتخابات ریاست جمهوری تبدیل کردند.

گروه یادداشت واکاوی: ابوالقاسم علیزاده طی یادداشتی نوشت: کشور عزیزمان ایران با همه زیرساخت‌ها و سرمایه های سخت و نرم اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و نظامی و نشانه‌های تمدنی عظیمی که دارد و از همه مهمتر بهره مندی از پشتوانه انقلابی مکتبی و مردمی که دنیای کفر و شرک و نفاق و ظلم و ستم را به مخاطره جدی انداخته و بارقه امید در دل ملت‌های مظلوم و محروم و پابرهنه جهان بوجود آورده است. متاسفانه به خاطر عوامل بعضاً نه چندان دندان گیری این روزها حال خوشی ندارد.

آنچه بیشتر از ویروس مرموز کرونا توده مردم شریف و کم نظیر و صبور ما را این روزها رنج می‌دهد ویروس های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی است که بدون توجه به مصالح و منافع ملی صرفاً در جهت مطامع شخصی و قشری و حزبی، طبق هواهای نفسانی و خوی بیگانه پرستی که دارند، بجای سوق دادن ظرفیتها و امکانات و فرصت‌های کشور به سمت خدمت مفید و حل معضلات و مشکلات و گره‌گشایی از متن زندگی مردم و جامعه، متاسفانه گرفتار کشمکش ها و محاسبات غلط و بگو مگوهای بی ثمری که نه آب و نان برای سفره های خالی می‌شود و نه سر سوزنی در حل مشکلات اثربخشی دارد، جز اتلاف فرصت‌ها و هرز دادن سرمایه های مادی و معنوی ملت فایده‌ای دیگر بر آن مترتب نمی باشد. در این راستا به طور سطحی اگر به شرایط پیش‌آمده نظر افکنیم طبق آنچه که اکنون در محافل حامیان دولت جریان دارد و برای اولین بار طرح استعفا و کناره‌گیری دولت و شخص رئیس جمهور را ( البته نه با نیت‌های شفاف)مطرح نمودند و یا آنکه در بدنه جامعه این روزها شاهد فحش و ناسزا و نفرین به عاملان این وضعیت نابهنجار هستیم ؛ دولت و بویژه شخص رئیس جمهوری را باید مقصر اصلی شرایط پیش آمده دانست .

ولی اگر بخواهیم طرف انصاف را بگیریم و موشکافانه و دقیق تر به مسائل بنگریم خواهیم یافت که بیچاره رئیس جمهور و تیم پیرامون ایشان همواره تلاش خود را داشته و دارند و بیش از همه شرمنده ملت هستند و البته خود ایشان هم هرگز راضی به این وضعیت ، آن هم در سال آخر عمر این دولت نبوده و نیستند . هرچند به دلیل عهده گرفتن مسئولیت ، بدون هیچ عذر و بهانه‌ای باید پاسخگوی عملکرد خود باشند و قطعاً در پیشگاه مردم شریف ایران و محکمه عدل الهی مسئول سیاست ها ، روش ها و عملکرد خود در این دوره ریاست جمهوری باید باشند . اما نباید هرگز فراموش کرد که طبق منطق جناب آقای روحانی که ملاک انتخاب و اقبال اکثریت مردم است ( البته اگر محاسبه و ملاک سنجش تشخیص اکثریت صحیح باشد ) شخصیتی که در آستانه انتخاب شدن دارای ۳ درصد رای بوده است و طبق فرمایش مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی در مدت یک هفته با موج آفرینی دیگران به اقبال حداکثری نائل آمد نباید مقصر آقای روحانی باشد. زیرا مقصر اصلی آنانی هستند که این موج احساسی و مصنوعی را ساخته و پرداخته نمودند و آقای روحانی دارای اقبال مردمی ۳ درصدی را به چهره پیروز میدان انتخابات ریاست جمهوری تبدیل کردند . هرچند ممکن است برخی نظر مرحوم آقای هاشمی را قابل نقد بدانند و عامل اصلی جلب نظر اکثریت را نوع گفتمان شخص آقای روحانی که گفتمانی صرفاً تبلیغاتی در دوره تبلیغات انتخابات با هدف گذر پیروزمندانه از انتخابات بود ، بدانند . چه آنکه ایشان برای جلب آرای حداکثری از رای ضد انقلاب و بدخواهان و بیگانگان با صندوق رای در مقاطع قبل از آن نیز نگذشتند ، که بسیاری از رای اولی هایی که نه از نوع شرایط سنی بلکه صرفاً برای تخطئه ی جبهه انقلاب و تشویق و ترغیب منافقین کوردل که جار می زدند این بار به وسیله صندوق رای، جمهوری اسلامی را به چالش خواهیم کشاند که البته تا حدودی از غفلت‌هانیز  بهره بردند.

از این نظریه که بگذریم الحق و الانصاف نمی شود از نظر کارشناسی و صریح پیر سیاست و چهره نام آشنای عرصه های سیاسی اجتماعی ایران پس از پیروزی انقلاب ،به سادگی عبور کرد که گفتند :"رای روحانی ۳ درصد بود با حمایت من ۵۰ درصد شد" آقای روحانی خود نیز چون دغدغه اصلی اش عبور از گذرگاه پیروزی در انتخابات بود با هر شگرد و هنری چه شخصی و ذاتی و چه وام گیری و کمکی بالاخره به مقصود و مقصدش رسید و لذا از وی هیچ انتظاری نمی‌رفت جز رسیدن به صندلی داغ ریاست جمهوری نه توقع ۴ سال و یا به عبارتی دو دوره چهارساله وقف مردم شدن و یا در خصوص وعده های داده شده و ۱۰۰ روزه های گزارش دهی آستین بالا بزنند. اگر هدف خدمت مخلصانه به ملت شریف و مظلوم بود لااقل سری به مناطق محروم جنوب کرمان و سیستان بلوچستان و حاشیه شهر تهران می زدند تا در این فرصت طلایی خدمت قدمی ملموس و محسوس برای محرومان و مستضعفان برداشته می‌شد و لذا نباید انصاف را نادیده گرفت وقتی ایشان با هدف عبور از گذرگاه به صحنه آمدند و به سلامت هم عبور کردند باید به ایشان مدال هم داده می‌شد که چگونه در عرض یک هفته یا ۱۰ روز از ۳ درصد اقبال به جلب اعتماد اکثریت مردم رسیدند که واقعاً خود هنری است منحصر به فرد که تنها در مکتب  ایشان و اطرافیانشان  قابل حس و در ک است.  از این روی با نگاهی تحلیلی به یک جمع‌بندی روشن می توان رسید و آن اینکه عاملان اصلی نابسامانی اقتصادی و مشکلات عارضه در زندگی آحاد مردم بویژه اقشار ضعیف و محروم ...
 اولاً، بسیاری از آنانی هستند که بدون بصیرت و مطالعه و تنها از روی اعتماد به بوق های مرموز سیاسی و سلبریتی های به دور از فرهنگ و درک سیاسی و کاملاً از روی احساسات پای صندوق‌ها آمدند و در نتیجه رای آنان شکل‌گیری دولتی پیر و خسته و وامدار با تیم اقتصادی فشل و ضعیف گردید.

 ثانیاً، خواص به اصطلاح روشنفکر و آشنا با زبان و ادبیات گفتمانی با دنیا و خود باختگان در برابر کد خدا و شیطان بزرگ آمریکا که با حیلت های مرموز تبلیغاتی در روز رای گیری با پیامهای بدور از مصالح و منافع ملی و بلکه با قصد و غرض تسویه حساب های سیاسی و به چالش کشیدن آرمان‌های امام و شهدا، رعایت اصول و ضوابط قانونی را نکرده و در ساعات پایانی روز رای گیری با موج سقیفه ای که به راه انداختند زمینه را برای حاکمیت اندیشه و مرام لیبرالی و سکولاری بر کشور فراهم کردند. 

ثالثاً از جمله مقصران وضعیت بد اقتصادی کشور دور قاب چینانی بودند که آقای روحانی به محض نشستن بر صندلی داغ ریاست جمهوری را وادار کردند که از فرصت پیش آمده گوشت قربانی ساخته و در همان روزهای اولیه با تقسیم غنیمت قدرت و ثروت ، پای نااهلان و نامحرمان و تشنگان قدرت را به حریم پاک اقتصاد و سیاست در مدیریت‌های ریز و درشت کشور باز نمودند.این بار نه اتوبوسی که قطار قطار آدم جابجا شد. و کاش مدعیان قدرت و ثروت در دولت تدبیر و امید کمترین عرق ملی و دینی و انقلابی را می داشتند و یا لااقل با عرصه مدیریت کمترین آشنا یی !  این شد که ناکامی دولتمردان  در تقریباً همه بخش ها که نمونه بارز آن در جریان برجام ظاهر گردید را متاسفانه مشاهده نمودیم.

 چهارم ؛ شخصیت ها و احزاب سیاسی به ویژه آنان که در روزها و ماه های قبل از انتخابات در خانه های شبه تیمی و نشست ها و پاتوقهای راهبردی در منازل شخصیت‌هایی همچون مرحوم هاشمی و با حضور حضراتی همچون خاتمی ناطق و عبدالله نوری و سیدحسن خمینی و حلقه ها و لایه های بعدی تاجزاده و حجاریان و دیگر مدعیان سیاست تشکیل می گردید . اینان که با سفارش های متعدد، آقای روحانی را در انتخاب یاران دولتش در تنگنا قرار می دادند  و آدم‌های خود را به وی تحمیل کردند. حال پرسش توده مردم این است که در این دوران سخت و دشوار اقتصادی چرا بسیاری از ایشان روزه سکوت گرفته اند؟ چرا با آدرس غلط دادن بجای عذر خواهی در صدد شیفت تقصیرات به جای دیگرند؟ چرا صدای شکسته شدن استخوان های مردم را زیر چومپاتنه های تدبیر و امید دولت روی کار آمده بر اثر حمایت و تصمیمشان را نمی شنوند؟

 آری! مقصران اصلی این اوضاع بداقتصادی و مشکلات پیچیده ، آمریکا و تحریم نیست که از همان سال اول پیروزی انقلاب اسلامی ملت ایران در تحریم و محاصره اقتصادی استکبار بوده است و بوقهای های رسانه‌ای استکبار و ضد انقلاب فراری که این روزها به برکت فتنه‌های ۷۸ و ۸۸ و شاخ و شانه کشیدن های اربابان فتنه ، یکدیگر را پیدا کرده و با عوامفریبی ، همچون دایه دلسوزتر از مادر ، جبهه جنگ احزاب دیگری را علیه جبهه حق و انقلاب توحیدی و عاشورایی تدارک دیده اند و ملت بزرگ ایران اسلامی را تهدید به فتنه های دیگری می نمایند .

(زهی خیال باطل) ملت بزرگ ایران با عبور موفقیت‌آمیز از مرز چهل سالگی انقلاب اسلامی اکنون به فضل الهی در اوج اقتدار و عزت قرار دارد و اگر به خاطر مصالح کلی نظام و انقلاب در بسیاری موارد سکوت اختیار کرده و خویشتنداری می‌کند دلیل ضعف و سستی و پا گذاردن بر روی آرمان‌ها و ارزش‌های شهیدان همیشه شاهد و امام راحل عظیم الشأن هرگز نیست. بلکه جهت اتمام حجت به زبان بازان دنیا طلب ، تشنگان قدرت و سیاست بازان منفعل و دلباخته ی باغ سرخ و سفید خیالی دشمنان ؛ تا ممکن است و لازم باشد صبوری پیشه نموده اند و الا به قول سردار دلها ، افتخار همه آزادمردان عالم، شهید سرافراز حاج قاسم سلیمانی : "ما ملت شهادتیم ! ما ملت امام حسینیم !  این را بفهم ! بپرس ...."
و السلام