دوشنبه 12 اردیبهشت 1401
مدیر سایت
رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان فرمودند که برای مطالبه‌گری مراقبت کنید با دشمن مخرج مشترک پیدا نکنید. اما در مراقبت از این مخرج مشترک شوم چه باید کرد؟

گروه یادداشت واکاوی، محسن مهدیان: رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان فرمودند که برای مطالبه‌گری  مراقبت کنید با دشمن مخرج مشترک پیدا نکنید. اما در مراقبت از این مخرج مشترک شوم چه باید کرد؟

این ۹مورد را مرور کنیم:

یکم. مطالبه‌گری  بی‌مبنا: شعار عدالتخواهی را چه‌کسی در این عصر به بروز و ظهور کشاند؟ امام خمینی(ره) با شکل‌گیری انقلاب. پس پیگیری چنین ارزشی را هم باید از مکتب امام گرفت. با این توضیح لازم است پیش از مطالبه‌گری‌، نظام اندیشه و مبانی انقلابی‌مان را تقویت کنیم. نسبت ولایت با عدالتخواهی. نسبت قانون با عدالتخواهی. نسبت مصلحت با عدالتخواهی و...

در غیر این صورت عدالتخواهی شبه‌مارکسیستی یا عدالتخواهی خوارجی و متحجرانه، در دامن مخرج مشترک با دشمن خواهد نشست.

دوم. مطالبه‌گری غیراخلاقی: مطالبه‌گری که در آن اخلاق رعایت نشود، بدون تردید همسفره با شیطان است؛ ولو با نیت‌های خیرخواهانه و انقلابی باشد. روح و معنای مطالبه‌گری  انقلابی همین اخلاق و شریعت است. کسی که بی‌اعتنا به اخلاق باشد، عدالتخواهی‌اش ظالمانه است.

سوم. مطالبه‌گری کور: مطالبه‌گری  که به‌علت‌های عمیق و اصلی توجه نمی‌کند و تنها مصادیق را فریاد می‌کند، مطالبه‌اش کور است. این مدل مطالبه‌گری  چون علت‌ها را نمی‌بیند، قدرت فهم اصل و فرع را ندارد و فرع را جای اصل و برعکس فریاد می‌کند. چنین مطالبه‌گری  تنها به یک دادزن تقلیل می‌یابد.

چهارم. مطالبه‌گری خیال‌انگیز: مطالبه‌گری  خیال‌انگیز، آرمانگرایی بدون واقع‌بینی است. کسانی که بی‌اعتنا به واقعیت‌ها برای رسیدن به آرمان‌ها، فریاد می‌کشند، سهم بالایی در ناامیدی خود و دیگران دارند. این دسته کمک می‌کنند غرض دشمن محقق شود و آن‌هم ناامیدی از اصلاح و حرکت است.

پنجم. مطالبه‌گری در بن‌بست: مطالبه‌گری  که در آن هیچ راه‌حل معقول و متکی بر واقعیت و کارشناسی ارائه نمی‌شود، مطالبه‌گری در بن‌بست است؛ مدلی که هیچ روزنه روشن و شفافی از امکان اصلاح نشان نمی‌دهد.

ششم. مطالبه‌گری کاریکاتوری: این مدل مطالبه‌گری  فقط سیاهی‌ها را می‌بیند و قدرت دیدن سیاهی در کنار زیبایی‌ها و دارایی‌ها را ندارد. از منظر این مطالبه‌گری  آدم‌ها یا صفرند یا یک و با هر خطا شمر می‌شوند و در نتیجه جز معصوم کسی در دایره جبهه حق نمی‌ماند.

هفتم. مطالبه‌گری  شتابزده: مطالبه‌گری که هرچه دید و هرچه دستش رسید را سر دست می‌گیرد و پیش از آنکه نسبت به درستی آن علم پیدا و تحقیق کند، دست به افشاگری می‌زند.

هشتم. مطالبه‌گری سوپرمنی: مطالبه‌گری که هدفش تنها و تنها شهرت و لایک و فیو و ممبر است. این نوع مطالبه‌گری  هدف نهایی‌اش این است که بتمن و سوپرمن شود و برای این راه تلاش می‌کند همه نهادهای نظارتی و قضایی را تعطیل معرفی کند تا از خود یک قهرمان دست‌ساز بسازد.

نهم. مطالبه‌گری فریبنده: این نوع مطالبه‌گری  یک فریب بزرگ برای ایجاد خطای ادراکی است، چرا‌که با ساخت تعمیم‌های ناروا، یک جزء مصداق را گرفته و به کل تعمیم می‌دهد. این مدل مطالبه‌گری  روش اصلی خناسان و رسانه‌های شیطانی است که با کنار هم قرار‌دادن چند مصداق تلاش می‌کنند همه‌‌چیز را سیاه تصویر کنند.

و در نهایت؛ اگر قرار باشد این ۹ خطای فاحش را در یک گزاره خلاصه کنم چنین خواهد بود: اگر نقطه پایان یک مطالبه را گذاشتیم و در نهایت مخاطب از گذشته و آینده انقلاب ناامید شد، بدانیم که به اسم عدالت و عدالتخواهی، بزرگ‌‌ترین ظلم را رقم زده‌ایم. فرقی هم نمی‌کند نیت‌مان عدالتخواهی یا انقلابی‌گری یا اصولگرایی یا اصلاح‌طلبی است؛ هرچه باشد مخرج مشترکش، طاغوت است ولاغیر.